آقا محمد علي كرمانشاهي
34
مقامع الفضل
سؤال لو [ 36 ] : مثلا زيد مبلغ ده تومان از عمرو طلب دارد ، ووعده منقضى شده ؛ وعمرو نقدي ندارد كه طلب أو را بدهد ، وجنس دارد ، ومىخواهد كه به قدر طلب از آن به زيد دهد ، وبعد از آن همان جنس را از أو واپس خرد به وعده ؛ به قيمت زيادتر ، وگفتگوى معاملهء ثاني را قبل از اين كه جنس را به زيد دهد ، مىنمايد ، چه صورت دارد ؟ جواب : مانع ندارد ، زيرا كه اين معامله مشتمل بر قرض نيست كه جرّ نفع كرده باشد ، وبه آن سبب حرام شود ، بلكه اداى دين نموده كه بعد از آن معاملهء نسيه نمايد واين ضررى ندارد ، لكن شرط نكنند كه معاملهء ثانيه را البتّه بايد به عمل آرند ، واختيار نداشته باشند كه به عمل نياورند ، كه موجب اشكال مىشود ، واللّه العالم . سؤال لز [ 37 ] : عمرو با خالد معاملهء عقارى كرده ، وغبن آن را نيز مصالحه نموده ، وغبن در صلح را نيز مصالحه كرده ، در مصالحهء ثانيه نيز غبن فاحشى مىباشد ، عمرو را مىرسد كه ادّعاى غبن در مصالحهء ثانيه نمايد يا نه ؟ جواب : نمىرسد ؛ بلكه غبن در مصالحهء اوّلى نيز موجب خيار نيست ؛ نظر به اينكه غالب مصالحات مبتنى بر مغابنه ومحابات است ، نه بر مماكسه « 1 » وملاحات « 2 » ، پس اگر در جائى به قرائن حاليه يا مقاليه معلوم گردد كه بناى مصالحين بر مماكسه ومقابلهء عوضين است وقيمت آنها معلوم يا معيّن طرفين باشد ، ممكن است كه خيار غبن به هم رسد وقدرت بر فسخ متحقّق گردد ، نظر به عموم لا ضرر ولا ضرار وارد در بسيارى از اخبار « 3 » ، واللّه العالم .
--> ( 1 ) يعنى : ابرام كردن وچانه زدن ( فرهنگ معين : 4 / 4358 ) . ( 2 ) يعنى : شوخى كردن . ( 3 ) كافى : 5 / 292 - 294 ، وسائل الشيعة : 25 / 427 باب 12 .